|
باعرض سلام وادب واجازه از پيشگاه مولا و سرور همه مسلمانان حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) وسلام خدمت همه دوستان وعزيزاني كه اين وبلاگ را مطالعه مي كنند و نظر مي دهند : براي اينكه اين بنده حقير بتوانم مطالبي را براي اين وبلاگ جمع آوري كنم ابتدا نياز به پاكسازي معنوي و جسمي خودم و منزه شدن از گناه بودم تا بتوانم ارتباط قلبي خودم را با آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) برقرار كنم . تا بتوانم در مسير درستي كه ايشان با توجه به لطف خداوند نصيب من مي كند قدم بگذارم . دوستان خوبم از وقتي كه شروع كردم ابتدا بايد به مسايل شرعي كه واجب بودند اهميت بيشتري بدم كه يك مورد كه واقعا كمكم كرد و العان باعث آرامش قلبي من شده است خواندن نماز اول وقت است . وبعد انجام واجبات و مستحبات وخواندن دعا ها و گفتن ذكرها و دوري جستن از محرمات و مكروهات بود .كسي كه اين مساله را كوچك بشمرد و قدم اول را نخوا هد انجام بدهدهيچوقت نمي تواند به جايگاه واقعي برسد .همه ما انسانيم اما انسان واقعي به معناي كلمه هستيم نه آن انساني كه انسانيت را به همراه دارد و مد نظر امامان بزرگوار ما هست . دوستان من اميدوارم در آينده نه چندان دور بتوانم با لطف خداوند مسيري را كه درپيش گرفته ام به انجام برسانم و شما را از دانستن مسايلي كه بتواند شبهات را به يقين تبديل كند و باعث آرامش ابدي شما گردد در اين وبلاگ درج كنم . باتشكر و التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 2:28  توسط اسماعیل فلاحی
|
خدايا از تو درخواست مي كنم به آن رحمت بي انتهايت كه همه موجودات را فراگرفته است و به توانايي بي حدت كه بر هر چيزي مسلط وقاهر است و همه اشياء مطيع اوست و تمام عزتها در مقابلش ذليل است و به بزرگيت كه همه قدرتها برابر او مغلوب است وبه عزت و اقتدارت كه هر مقتدري از مقاومتش عاجز است و به عظمت و بزرگيت كه سراسر عالم را مشحون كرده است و به پادشاهيت كه بر تمام قواي عالم برتري دارد و بذات پاكت كه پس از فناي همه موجودات باقي ابدي است و به نامهاي مباركت كه در همه اركان تجلي كرده است وبه علمت كه بر تمام موجودات محيط است و به نور تجلي ذاتت كه همه عالم را روشن ساخته است . اي نور حقيقي و اي منزه از توصيف اي پيش از همه سلسله و اي بعد ازهمه موجودات پسين . خدايا ببخش آن گناهاني را كه پرده عصمتم را مي درد . خدايا ببخش آن گناهاني را كه بر من كيفر عذاب نازل مي كند . خدايا ببخش آن گناهاني را كه در نعمتت را به روي من مي بندد . خدايا ببخش آن گناهاني را كه مانع قبول دعاهايم مي شود . خدايا ببخش آن گناهاني را كه بر من بلا مي فرستد .خدايا هر گناهي كه مرتكب شده ام و هر خطايي از من سر زده همه را ببخش اي خدا من به ياد تو بسوي تو تقرب مي جويم وتو را شفيع مي آورم و از درگاه جود و كرمت مسئلت مي كنم كه مرا به مقام قرب خود نزديك سازي و شكر وسپاست را به من بياموزي و ذكر و توجه حضرتت را برمن الهام كني . خدايا از تو مسئلت مي كنم با سوالي از روي خضوع و ذلت و خشوع كه كار من آسان گيري و به حالم ترحم كني و مرا به قسمت مقدر خود خوشنود و قانع سازي و در هر حال مرا متواضع گرداني . خدايا من از تو مانند سائلي درخواست مي كنم كه در شدت فقر و بيچارگي باشد وتنها به درگاه تو در سختيهاي عالم عرض حاجت كند وشوق و رغبتش به نعم ابدي كه حضور توست باشد . اي خدا پادشاهي تو بسيار با عظمت است و مقامت بسي بلند است و مكر و تدبيرت در امور پنهان است و فرمانت در جهان هويداست و سطوت و قهرت بر همه غالب است و قدرتت در همه عالم نافذ است و كسي از قلمرو و حكمت فرار نتواند كرد . خدايا من كسي را كه گناهانم ببخشد و بر اعمال زشتم پرده پوشد و كارهاي بدم به كار نيك بدل كند جز تو نمي يابم خدايي جز تو نيست اي ذات پاك و منزه و ستايش مخصوص تست و من بعصيان بر خود ستم كردم و از ناداني بر نافرماني تو جرئت يافتم و دلم آرام وخاطرم آسوده به اين بود كه هميشه مرا ياد كردي و بر من لطف واحسان فرمودي . اي خدا اي مولاي من چه بسيار كارهاي زشتم مستور كردي و چه بسيار بلاهاي سخت از من بگردانيدي و چه بسيار از لغزشها كه مرا نگاه داشتي و چه بسيار مكروه و ناپسندها كه از من دور كردي و چه بسيار ثناي نيكو كه من لايق آن نبودم و تو بر زبانها منتشر ساختي .اي خدا غمي بزرگ در دل دارم و حالي بسيار ناخوش واعمالي نارسا و زنجيرهاي علايق مرا در بند كشيده و آرزوهاي دور و دراز دنيوي از هر سودي مرا باز داشته و دنيا به خدعه و غرور و نفس به جنايت مرا فريب داده است . اي خداي بزرگ و سيد من به عزت و جلالت قسم كه عمل بد و افعال زشت من دعاي مرا از اجابتت منع نكند و به قبايح پنهانم كه تنها تو بر آن آگاهي مرا مفتضح و رسوا نگرداني و بر آنچه از اعمال بد و ناشايسته در خلوت بجا آورده ام و تقصير و ناداني و كثرت اعمال غفلت و شهوت كه كرده ام زودم به عقوبت مگير . اي خدا به عزت و جلالت سوگند كه با من در همه حال رافت و رحمت فرما و در جميع امور عطوفت وهرباني كن . اي خدا اي پروردگار جز تو من كه را دارم تا از او درخواست كنم كه غم و رنجم را برطرف سازد و به مالم از لطف توجه كند . اي خدا اي مولاي من تو بر من حكم و دستوري مقرر فرمودي و من در آن به نا فرماني پيرو هواي نفس گرديدم و خود را از وسوسه دشمن كه معصيتها را در نظرم جلوه گر ساخته و فريبم داد خود را حفظ نكردم و قضاي آسماني نيز مساعدت كرد تا آنكه من در اين رفتار از بعض حدود و احكامت قدم بيرون نهادم و در بعضي اوامرت راه مخالفت پيمودم . حال در تمام اين امور تو را ستايش مي كنم مرا در آنچه رفته است بر تو هيچ حجتي نخواهد بود . با آنكه در او قضاي تو بوده و حكم و امتحان و آزمايش تو مرا بر آن ملزم ساخته و با اين حال باز خدايا به درگاهت پس از تقصير وستم بر نفس خود باز آمده ام با عذر خواهي و پشيماني و شكسته دلي و تقاضاي عفو و آمرزش و توبه و زاري و تصديق و اعتراف بر گناه خود نه از آنچه كردم مفري دارم و نه جايي كه براي اصلاح كارم بدانجا روي كنم و پناه برم مگر آنكه تو باز عذرم بپذيري و مرا در پناه رحمت بي منتهايت داخل كني اي خدا عذرم بپذير و براين حال پريشانم ترحم فرما و از بند سخت گناهانم رهايي بخش . اي پروردگار من بر تن ضعيف و پوست رقيق و استخوان بي طاقتم ترحم فرما .اي خدايي كه اول به خلعت وجودم سرافراز كردي و به لطف و كرم ياد فرمودي و به تربيت و نيكي پرورش دادي و بغذا از نخست عنايت داشتي اينك بهمان سابقه كرم و احساني كه از اين پيش با من بودت بر من ببخش اي خداي من واي سيد و مولاي من . آيا باور كنم كه مرا در آتش مي سوزاني با وجود آنكه به توحيد و يكتائيت گرويدم و با آنكه دلم به نور معرفتت روشن گرديد و زبانم به ذكرت گويا شد و در باطنم عقد محبتت استوار گرديد و بعد از آنكه از روي صدق و خضوع و مسكنت به مقام ربوبيت اعتراف كردم . هيهات كه باور نمي كنم .تو اي خدا از آن كريمتر و بزرگوارتري كه آن كس كه خود تربيت كرده اي ضايع گذاري و آنرا كه مقام قرب عطا كردي باز دور گرداني و آنرا كه بر در خود پناه دادي باز از اردوگاه رحمت براني و آنرا كه خود كفايت امرش نموده در حقش مهربان بودي باز به دست عقوبتش بسپاري واي كاش اي خداي من و سيد من بدانستي كه آيا تو آتش قهر و عذابت را مسلط مي كني بر آن رخسارها كه در پيشگاه عظمتت سر به سجده عبوديت نها ده اند ؟ يا بر آن زبانها كه از روي راستي ناطق به توحيد تو و گويا به حمد وسپاس تواند يا بر آن دلها كه از روي صدق و يقين به خدايي تو معترفند يا بر آن جانها كه از علم و معرفت در پيشگاه جلالت خاضع و خاشعند يا بر آن جوارحي كه مشتاقانه به مكانهاي عبادت و جايگاه طاعتت مي شتابند و به اعتقاد كامل از درگاه كرمت آمرزش مي طلبند و هيچكس به تو اين گمان نمي برد و چنين خبري از تو اي خداي بافضل و كرم به ما بندگان نرسيده در صورتي كه تو خود بي طاقتيم را بر اندك رنج وعذاب دنيا و آلامش مي داني و آنچه جاري شود در آن از بد آمدني هاي آن بر اهل آن با آنكه رنج و الم دنيا اندك است و زمانش كم است و دوامش ناچيز است و مدتش كوتاه است پس من چگونه طاقت آرم و عذاب عالم آخرت و آلام سخت آن عالم را تحمل كنم و حال آنكه مدت آن عذاب طولاني است و زيست در آن هميشگي است و هيچ بر اهل عذاب در آنجا تخفيفي نيست چنانكه آن عذاب تنها از قهر و غضب و انتقام توست كه هيچكس از اهل آسمان و زمين تاب و طاقت آن ندارد اي سيد من پس من بنده ناتوان ذليل و حقير و فقير و دورمانده تو چگونه تاب آن عذاب دارم اي خداي من اي پروردگار من و سيد مولاي من از كدامين سختيهاي امورم بسويت شكايت كنم و از كدام يك به درگاهت بنالم و گريه كنم از دردناكي عذاب آخرت بنالم يا از طول مدت آن بلاي سخت زاري كنم پس تو مرا با دشمنانت اگر به انواع عقوبت معذت گرداني و با اهل عذابت همراه كني واز جمع دوستان و خا صانت جدا سازي در آن حال گيرم كه بر آتش عذاب تو اي خداي من و سيد ومولاي من و پروردگار من صبوري كنم چگونه بر فراق تو صبر توانم كرد و گيرم آنكه بر حرارت آتشت شكيبا باشم چگونه چشم از لطف و كرمت توانم پوشيد يا چگونه در آتش دوزخ آرام گيرم با اين اميدواري كه به عفوت دارم باري به عزتت اي سيد و مولاي من به راستي سوگند مي خورم كه اگر مرا با زبان گويا گذاري من در ميان اهل آتش مانند دادخواهان ناله همي كنم و بسي فرياد مي زنم و مانند آنكه عزيزي گم كرده بر تو زار زار مي گريم و به صداي بلند تو را مي خوانم كه اي ياور اهل ايمان و اي منتهاي آرزوي عارفان و اي فرياد رس فريادخواهان و اي دوست دلهاي راستگويان و اي خداي عالميان آيا درباره تو اي خداي منزه و ستوده صفات گمان مي توان كرد كه بشنوي در آتش فرياد بنده مسلمي را كه به نافرماني در دوزخ زنداني شده و سختي عذابت را به كيفر گناه مي چشد و ميان طبقات جهنم به جرم و عصيان محبوس گرديده و ناله اش با چشم انتظار و اميدواري به رحمت بسوي تو بلند است و به زبان اهل توحيد تو را مي خواند و به ربوبيتت متوسل مي شود باز چگونه در آتش عذاب خواهد ماند در صورتي كه به سابقه حلم نا منتهايت چشم دارد يا چگونه آتش به او الم رساند و حال آنكه به فضل و كرمت اميدوار است يا چگونه شراره هاي آتش او را بسوزاند با آنكه تو خداي كريم ناله اش را مي شنوي و مكانش را در آتش مي بيني يا چگونه شعله هاي دوزخ بر او احاطه كند با آنكه ضعف و بي طاقتيش را مي داني يا چگونه در طبقات آتش به خود بپيچند و مضطرب بماند با آنكه تو به صدق او آگا هي يا چگونه ماموران او را زجر كنند با آنكه به صداي يا رب تو را مي خواند يا چگونه به فضل تو اميد آزادي از آتش دوزخ داشته باشد و تو او را به دوزخ واگذاري هيهات كه هرگز چنين معروف نباشد واين گمان به فضل تو نرود و به رفتار با بندگان موحدت كه همه احسان و عطا بوده اين معامله شباهت ندارد پس من به يقين قاطع مي دانم كه اگر تو بر منكران خداييت حكم به آتش قهر خود نكرده و فرمان هميشگي عذاب دوزخ را به معاندان نداده بودي .محققا تمام آتش دوزخ را سرد و سالم مي كردي و هيچكس را در آتش جاي و منزل نمي دادي و ليكن تو اي خدا نامهاي مباركت مقدس است و قسم ياد كرده اي كه دوزخ را از جميع كافران جن وانس پر گرداني و معاندان را در آن عذاب مخلد سازي وتو را ستايش بي حد و عظيم سزاست كه با وجود آنكه خويش را ثنا گفتي و به همه خلق از بزرگواري و صرف لطف و كرم انعام نمودي باز در كتاب خود فرمودي آيا اهل ايمان با فاسقان يكسانند هرگز يكسان نيستند اي خداي من و سيد من از تو درخواست مي كنم به مفام قدر كه مقدرات عالم بدان كردي و به مقام قضاي مبرم كه بر هر كه فرستادي غالب و قاهر شدي كه مرا در همين شب و همين ساعت ببخشي و درگذري هر جرمي و هر گناهي كه كرده ام و هر كار زشتي پنهان داشته ام و هر عملي آشكار يا پنهان به جهالت مرتكب شده ام و هر بد كاري كه فرشتگان عالم پاك را مامور نگارش آن نموده اي كه آن فرشتگان را به حفظ هرچه كرده ام موكل ساختي و شاهد اعمال يا جوارح و اعضاي من گردانيدي و فوق آن فرشتگان تو مراقب من و شاهد و ناظر بر آن اعمال من بودي و از فرشتگان هم به فضل و رحمتت پنهان داشته اي همه را ببخشي و نيز درخواست مي كنم كه مرا حظ زياد بخشي از هر خيري كه مي فرستي و هر احساني كه مي افزايي و هر نيكويي كه منتشر مي سازي و هر رزق و روزي كه وسيع مي گرداني و هر گنه كه مي بخشي و هر خطا كه بر آن پرده مي كشي اي پروردگار من اي پروردگار من .اي خداي من اي سيد و مولاي من اي كسي كه زمام اختيارم به دست اوست اي واقف از حال زار و ناتوانم اي آگه از بينوايي و وضع پريشانم اي آگاه به احتياجم و بي چيزيم اي پروردگار من اي پروردگار من . اي پروردگار من از تو درخواست مي كنم به حق حفيفت و به ذات مقدست و بزرگترين صفات و اسماء مباركت كه اوقات مرا در شب و روز به ياد خود معمور گرداني و پيوسته به خدمت بندگيت بگذراني و اعمالم را مقبول حضرتت فرمايي تا كردار و گفتارم همه يك جهت و خالص براي تو باشد و احوالم به خدمت و طاعتت مصروف گردد اي سيد من اي كسي كه تمام اعتماد و توكلم بر اوست و شكايت از احوال پريشانم به حضرت اوست اي پروردگار من اي پروردگار من اي پروردگار من و به اعضا و جوارحم در مقام بندگيت قوت بخش و دلم را عزم ثابت ده و اركان وجودم را به خوف و خشيت سخت بنيان ساز و پيوسته به خدمت در حضرتت بدار تا آنكه من در ميدان طاعتت بر همه پيشينيان سبقت گيرم و از همه شتابندگان به درگاهت زودتر آيم و عاشقانه با مشتاقانت به مقام قرب حضرتت بشتابم و مانند اهل خلوص به تو نزديك گردم و بترسم از تو مانند ترسيدن يقين كنندگان و با اهل ايمان در جوار رحمتت همنشين باشم .خدايا و هركه با من بد انديشد تو مجازاتش كن و هركه مكر ورزد به كيفرش برسان و مرا بلطف و رحمتت نصيب بهترين بندگانت عطا كن و مقام مقربترين و مخصوصترين خاصان حضرتت كرامت فرما كه هيچكس جز به فضل و رحمتت اين مقام نخواهد يافت و باز جود وبخشش بي عوضت از من دريغ مدار . بزرگي ومهرباني كن و مرا به رحمت واسعه ات از شر دو عالم محفوظ بدار و زبانم را به ذكرت گويا ساز ودلم را از عشق و محبتت بي تاب گردان و بر من منت گذار و دعايم مستجاب فرما و از لغزشم بگذر و خطايم ببخش كه تو خود به بندگان از لطف دستور عبادت دادي و امر به دعا فرمودي و اجابت دعا را ضمانت كردي اينك من به دعا رو بسوي تو آوردم و دست حاجت به درگاه تو دراز كردم پس به عزت و جلالت قسم كه دعايم مستجاب گردان و مرا به آرزويم برسان و اميدم را به فضل و كرمت نا اميد مگردان و از شر دشمنانم از جن و انس كفايت فرما اي كه از بندگانت بسيار زود راضي و خشنود مي شوي ببخش بر بنده اي كه بجز دعا و تضرع بدرگاهت مالك چيزي نيست كه تو هر چه بخواهي به قدرت كامله ات البته مي كني اي كه نامت دواي دردمندان و يادت شفاي بيماران است و طاعتت بي نياز از هرچه در جهان ترحم كن به جان كسي كه سرمايه اش اميد به تو و اسلحه اش گريه است اي بخشنده كاملترين نعمت اي دفع كننده هر بلا و مصيبت اي نور دلهاي وحشت زده در ظلمات اي داناي علم ازل تا ابد بي آموختن درود فرست بر محمد(ص) و آل محمد(ع) و با من آن كن كه لايق حضرت توست و درود و رحمت خدا بر رسول و امامان با بركت از اهل بينش و سلام بسيار بر آن بزرگواران باد . التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 2:20  توسط اسماعیل فلاحی
|
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 1:54  توسط اسماعیل فلاحی
|
اختلاف و تضاد ظاهري و باطني آدميان به دليل سرشت و فطرت و نطفه آنهاست . آب و هوا و زمين و خاك شور و شيرين و گوناگون در سازندگي آنان سهيم بوده از اينرو مردم به دليل نزديك بودن به هم و زيستن در يك قطعه خاك و يا دوري از هم و زندگي كردن در قطعه خاكهاي جدا از هم سرشت وفطرتشان با هم متحد يا مختلف ميگردد.
بنابراين در ميان مردم زيباروي كم خرد و سروقد دون همت و نيكوكار زشترو وكوتاه قامت دورانديش و پاك طبع زشتي پسند و سرگشته دل پريشان عقل و سرانجام خوش بيان دلربا بسيار ديده مي شود . سخناني از امام علي(ع) برگرفته از نهج البلاغه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 3:59  توسط اسماعیل فلاحی
|
بدانيد كه زبان بخشي از وجود انسان است كه اگر با سخنراني وگفتار تربيت نشود ناتوان ماند وهرگاه پرورده وتوانا و آموخته گردد گفتار نغز وفصيح آنرا مهلتي به خموشي ندهد .
ما اميران سخنيم . درخت تناور سخنوري درما ريشه گرفته وشاخ وبرگش بر ما سايه كرده است . اما شما ..... الطاف خدا برشما باد _شما بروزگاري زندگي مي كنيد كه در آن سخنران حق كم است و زبان راستگويي خسته وفرسوده شده وجويا و شنواي حقيقت خوار وبي مقدار است . جملگي مردم بر عناد و عصيان همراز و بر سازگاري در را كفران با هم يار و همراه گشته اند . جوانانشان زشتخو و پيرانشان ستم جو و دانايانشان دورو و سخنرانانشان چاپلوسند . خردسالان به سالخوردگان حرمت نمي نهند وتوانگران بينوايانرا حمايت وياري نمي كنند. سخناني از امام علي(ع) برگرفته از نهج البلاغه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 5:46  توسط اسماعیل فلاحی
|
مهدي (عج)آيدتا جهان را وادي احسان كند
مهدي(عج)آيدمشكل مستضعفان آسان كند يك شب ازدامان نرجس غنچه اي بشكفته شدتاگل رويش جهاني را عبير افشان كند مهدي(عج)آيدمرهمي سازد زلطف و مرحمت
زخم جانسوز فقير بينوا درمان كند مهدي(عج)آيد تابسوزد خرمن ظلم وستم شوره زار زندگي را روضه رضوان كند مهدي(عج)آيد ذوا لفقارحيدري گيرد به كف مردم ديرآشنا را پيرو قرآن كند تاظهور اوهميشه منتظرباش اي سفير خواهي عالم را زخورشيد رخش تابان كند
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 11:38  توسط اسماعیل فلاحی
|
با عرض سلام به دوستان عزیز...
در این بخش قصد دارم مباحثی در باره ظهور صاحب هستی مهدی صاحب الزمان را بین کنم.امیدوارم با نظرهای دلگرم کننده مرا یاری کنید............
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 1:22  توسط اسماعیل فلاحی
|
|
|